![]() |
![]() |
|
| متولد 1350 - آبادان - عاشق سرزمین پارس و پارسیان- پندارنیک . گفتارنیک . کردارنیک |
با درود بی پایان بر شما دوستان ارجمندم .بسیار خرسندم که نازنینانی چون شما رو دارم که با مهر خویش بنده رو راهنما هستند و پیگیر پست های بعدی. این کار زیبا رو هم استاد به زیبایی اجرا کرده که امیدوارم شنیده باشید تقدیم به شما سروران گرامی. مانند همیشه چشم براه مهربانی شما هستم.اگر دوست داشتید موسیقی متن تارنگار رو عوض کنم لطفاً نظر بدید. از هم از دوستان خواهش دارم در پایین ترین قسمت تارنگار ،(خبرنامه) عضو شوید تا از به روز شدن خیلی زود با خبر شوید.سپنداریار همگی شما باد.پیروز و پایـنــــــــــــده باشید. اینهم لینک یکی از اثرهای جاودانی استاد بزرگوار سیاوش شجريان برای دوستداران و همراهان: http://www.4shared.com/file/148480174/9634c5f0/Ostad-az_khoone_javanane_vatan.html |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 3:50 بعد از ظهر توسط افشین-ش |
|
درود به همه ی دوستان ارجمند که با نظرات زیبای خودشون بنده رو همراه هستند.بسیار سپاسگزارم از ابراز لطفتون. این بار هم ، باز اثری جاودانی همراه با صدای دلنشین استاد بزرگ که هیچ توضیحی در موردش لازم نیست خودتون با نظراتتون در مورد این اثر توضیح بدید. پایــدار و برقـــرار باشید.شادزوید و مهرتان افزون باد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 9:27 قبل از ظهر توسط افشین-ش |
|
درود بر همه ي نازنينانم با سپاس از همراهي شما مهربانان که اين همه به من لطف داريد. اميدوارم اين بار هم بتونم از نظرات زيباي شما بهره مند بشم . بزرگواری می فرمایید اگر همچون گذشته با نظرات خود بنده ی کمترین را راهنمايي و ياري فرماييد. از همه ي عزيزان خواهشمندم با ثبت نام در قسمت خبرنامه ي تارنگار (واقع در پايين ترين نقطه) از به روز شدن خيلي زود باخبر شويد.درود به شرف همه ی شما . درود بر خسرو آواز ایران پاينــــــــده ايـــــران . پاينـــــــده ايراني. |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 4:54 بعد از ظهر توسط افشین-ش |
|
درود به همه ی مهربانان امیدوارم خوشتون بیاد بازم کاری زیبا از استاد بزرگ شجریان |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 9:56 قبل از ظهر توسط افشین-ش |
|
درود بر دوستان مهربان. بعد از مدتی گفتم یه اثر از سلطان سخن سعدی با اجرای بسیار زیبا از خسرو آواز ایران زمین بزارم. درود بی پایان بر استاد بزرگ "سیاوش شجـــــریان" که این روز ها مورد بی مهری ناسپاسان قرارگرفته.با نظرات بنده را راهنمایی فرمایید. پــــاینده ایران و ایرانی.شـــادزی مهرافزون |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 3:52 بعد از ظهر توسط افشین-ش |
|
درود بر همه ي دوستان عزيزم از خودتون پرسيدم دوستان از من خواستند از خودم بنويسم. بنده هم اطاعت امر نمودم و گذاشتم. البته بايد در باره ي اين پست يه توضيحاتي هم بدم : همونطور که مي دونيد من متولد 1350 در آبادان هستم. سرگرمی من خطاطی و موسیقی سنتیه. در زمينه ي برق و کامپيوتر کار مي کنم و اما در باره ي اين عکس ، من خودم بهش مي گم دوره ي "دگرديسي افشين" بله حالا مي گم : 1- شماره ي يک 1 عکس پسرم داريوش متولد 1381 اصفهان. 2- دو 2 خودم سال 1350 آبادان. شباهت عکس ۱ و ۲ جالبه نه ؟ کدوم خوشگل تره؟؟؟ 3- شماره 3 بازم خودم سال 1354 آبادان. 4- شماره ي چهار 4 بازم خودم سال 1380 . 5- و بلاخره پدر بزگوارم آقای شیرزاد شفیعی یکی از بهترین دبیرهای باسابقه زیست شناسی قدیم در خوزستان و الان در اصفهان البته بازنشسته که هرچی دارم از اونه و اميدوارم سايش هميشه بالاي سرم باشه. در پايان از همه ي دوستان عزيزم سپاسگزارم که با نظر خودتون بنده رو مورد لطف قرار مي ديد . منتظر تمام شما عزيزان هستم. بدرود. شــــــــــــادزي مهرافزون . با سپاس افشين. |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 7:15 بعد از ظهر توسط افشین-ش |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 8:37 قبل از ظهر توسط افشین-ش |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم خرداد 1388ساعت 4:40 بعد از ظهر توسط افشین-ش |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 5:46 بعد از ظهر توسط افشین-ش |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 9:37 بعد از ظهر توسط افشین-ش |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 7:36 بعد از ظهر توسط افشین-ش |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 5:46 بعد از ظهر توسط افشین-ش |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 7:1 بعد از ظهر توسط افشین-ش |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 7:0 بعد از ظهر توسط افشین-ش |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 6:40 بعد از ظهر توسط افشین-ش |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 6:35 بعد از ظهر توسط افشین-ش |
|
این عکس پسرم داریوشه . ازم قول گرفته بود عکسشو بزارم !! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 6:32 بعد از ظهر توسط افشین-ش |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 11:50 بعد از ظهر توسط افشین-ش |
|
|
من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
همه اندیشه ام اندیشه فرداست وجودم از تمنای تو سرشار است زمان در بستر شب خواب و بیدار است هوا آرام شب خاموش راه آسمان ها باز خیالم چون کبوترهای وحشی می کند پرواز رود آنجا که می بافتند کولی های جادو گیسوی شب را همان جا ها که شب ها در رواق کهکشان ها خود می سوزند همان جاها که اختر ها به بام قصر ها مشعل می افروزند همان جاها که رهبانان معبدهای ظلمت نیل می سایند همان جا ها که پشت پرده شب دختر خورشید فردا را می آرایند همین فردای افسون ریز رویایی همین فردا که راه خواب من بسته است همین فردا که روی پرده پندار من پیداست همین فردا که ما را روز دیدار است همین فردا که ما را روز آغوش و نوازش هاست همین فردا همین فردا من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد زمان در بستر شب خواب و بیدار است سیاهی تار می بندد چراغ ماه لرزان از نسیم سرد پاییز است دل بی تاب و بی آرام من از شوق لبریز است به هر سو چشم من رو میکند فرداست سحر از ماورای ظلمت شب می زند لبخند قناری ها سرود صبح می خوانند |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 11:57 قبل از ظهر توسط افشین-ش |
|
|
چو بستی در به روی من به کوی صبــر رو کردم چو درمانم نبخشیدی به درد خویش خــو کــردم خیالت ساده دل تـــر بود و با ما از تو یک روتـر من اینها هر دو در آیینــه دل روبـــــرو کردم چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در تـو به خود باز آمدم نقش تو در خود جستجـو کردم فشــردم با همه مستی به دل سنگ صبـــوری را ز حال گریـــه پنهان حکـــایت با سبـــــو کردم فــــــرود آ ای عزیز دل که من از نقش غیر تو سرای دیـــــــده با اشک نـــدامت شستشو کردم صفائــــی بود دیشب با خیالت خلـــــوت ما را ولـــی من باز پنهـــانی تو را هــم آرزو کردم ملــــول از ناله بلبل مشو ای باغبــــــان رفتم حـــلالم کن اگر روزی گلی در غنچه بو کردم تو با اغیـــــار پیش چشم من می در سبو کردی من از بیم شماتت گریـــــه پنهان در گلو کردم حــــــراج عشق و تاراج جوانی وحشت پیری در این هنگامه من کاری که کردم یاد او کردم از این پس شهریــــــــارا ما و از مردم رمیدنها که من پیوند خاطـــــر با غزالی مشگمو کردم
هرکه ما را ياد کرد، ايزد مر او را يار بــــاد هرکه ما را خوار کرد، از عمر برخوردار باد هر که اندر راه ما خاری فکند از دشمنی هر گلی کز باغ وصلش بشکفد بی خار باد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 5:40 بعد از ظهر توسط افشین-ش |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
هرگز زانو نخواهم زد حتی اگر آسمان به کوتاهی قامتم گردد. "داریوش بزرگ" . درود بر همه ی دوستانم که قدم بر چشم من می گذارید.از همه ی عزیزان دلم درخواست دارم قبول زحمت فرموده ، نظر زیبای خودتونو برام بگذارید . با عضوشدن در خبرنامه از به روز شدن تارنگار باخبر خواهید شد با سپاس پاینـده پارس و پارسی.
www.af.sh50@gmail.com www.afshin_50@yahoo.com |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 مهر 1387 دی 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
|
RSS
|
FreeCod Fall Hafez